پرواز پرستو

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است...

برف

 

 

 

و دانه های نقره ای این سپید فام

- برف -

باریدن را آغاز کرد

بر کالبد پلید و سیاهی

دود اندود شهر

 

و درخت عریان

- بی هیچ چشمداشت -

پر غرور و با ابهت

سرمای سرد دی را

به انتظار بهار هزار رنگ

صبوری می کند

 

ومن

تپش قلبم را احساس می کنم .

 

                                                                      پرستو

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

ایثـار

تنــم از حـادثه زخمی دلـم از غصه شکسته

مث اون پرنده ای که روی شاخه ها نشسته

 

من مســافــری غــریبــه راهیــه یه راه دورم

توی کوچه ها می شم گم تا که نشکنه غرورم

                         

ناجی شکسته بالم که تو تنهایی نشستی

منو از غصه گرفتی خودت از غصه شکستی

 

پـر بغـض و گـریه بـودم تـو رسـیـدی تـا بخندم

بی تو ای سعادت محض دل به جاده ها می بندم

 

راهی یه کوره راهم کوله بار عشق و بستم

دیگه از خـودم بـریدم دیگه از آینه خستم

 

تویی کعبه وجودم دور چشمای تو گشتم

نکن از دلـم گلایه بـاید از تـو می گذشتم

 

نمی خوام بار غمم رو روی شونه هات بگیری

نمی خوام مث پـرنده تـوی یک قفس بمِیری

 

ای بهار آبی عشق کاش تو مهربون نبودی

توی این غریبه بازار کاش تو همزبون نبودی

 

لحظه گذشتن از تــو لحظه آخـر دیدار

واسه تو از تو گذشتم همینه معنی ایثار

 

پرستو

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

خاک

 

یه وجب خاکو می ریزن رو تنت

می پوشونن همه افکـــار منو

دنیا بـــازیم می ده با یه فاجعه

خط خطی می کنه حس بودنو

دلخوشم نکن به تصویر تو قاب

قاب دور سیاه پر گرد وغبــار

انگــاری داری می خندی ، می دونم

رفتنت برده منو بــــــــالای دار

زیر اون زمین لعنتی بخواب

وقتی شاهد دل بریدن توام

وقتی حتی اینو باور نداری

که توی حسرت دیدن توام

داری آرامشو از من می گیری

نفسم گرفته از این همـه درد

خسته می شم از تمــــام بودنم

ناخوش از طعم شکست یک نبرد

وقتی خاکو می ریزن رو سرت

یه نفس خودتو جـای من بذار

کوچ تو قسمتی از یه حادثه اس

رفتن بی خبر از این روزگـــار

زیر اون زمین لعنتی بخواب

وقتی شاهد دل بریدن توام

 وقتی حتی اینو باور نداری

که توی حسرت دیدن توام

 

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

آی تو .....

آی تو که منتظری تو جاده ها

آی تو که پرت شکسته ، شدی همخونه ابرای سیاه

آی تو که داد می زنی تنها ترینی

می گی که به رنگ گلهای پر پر شده غمگین می مونی !

 

این منم ، منتظرم تو جاده ها

این منم یه پر شکسته ، شدم همخونه ابرای سیاه ...

 

پرستو

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

ترانه

 

 

منفی ترین ترانه ام در انهدام بغض بد

پیدا نمی کنم تو را ای ماندنی تا به ابد

 

رهاتر از پرنده ای که گرم شور و خنده ای

طلسم جادوی توام ، بازنده ام ، برنده ای 

 

لحظه به لحظه با توام ، لحظه به لحظه بی منی

مثل گذشته خط به خط ، مرا صدا نمی زنی

 

چه پر طنین غزل شدم ، چه بی تپش ترانه ای

نهان نمی کنم تو را ، پیوسته عاشقانه ای       

 

در این سکوت بی صدا نبض مرا گرفته ای

تو حرمت ثانیه در هر سال و ماه و هفته ای

 

در قلب تو جایی نبود ، من اشتباه خواندم تو را

پیدا نمی کنم تو را ، حتی ورای مـــــــاورا

 

 

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :

بعد از آن روزگار ...

 

بعد از من اگر روزی

بغض گلویت را فشرد

پای احساست اگر بر سنگ خورد

یا اگر یک روز دستان تو هم

گرمی دستان کسی را در میان خود ندید

وندر آن هنگام تلخ

که فضای سینه ات جز آه آتشناک

چیزی را نمی داد گذر

یادی از این عاشق افسرده کن.

 

بعد از من روزی اگر زین کوچه ها ، زن تنهایی گذشت

در نگاه او نیاز ، بر دو پایش پینه بود

یادی از این خسته دلمرده کن.

 

روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ

یا گل پژمرده ای دیدی به خاک

بلبل افسرده ای دیدی به شاخ

یادی از این شاعر افسرده کن.

 

گر شبی تنها شدی در خلوتی یافتی از بهر گریه مهلتی

لیک اشکی گونه ات را تر نکرد

درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد

روزگاری بعد از این ، گر تو هم عاشق شدی

« یاد کن از من که دیگر نیستم.»

 

 

پرستو

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :