پرواز پرستو

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است...

ایثـار

تنــم از حـادثه زخمی دلـم از غصه شکسته

مث اون پرنده ای که روی شاخه ها نشسته

 

من مســافــری غــریبــه راهیــه یه راه دورم

توی کوچه ها می شم گم تا که نشکنه غرورم

                         

ناجی شکسته بالم که تو تنهایی نشستی

منو از غصه گرفتی خودت از غصه شکستی

 

پـر بغـض و گـریه بـودم تـو رسـیـدی تـا بخندم

بی تو ای سعادت محض دل به جاده ها می بندم

 

راهی یه کوره راهم کوله بار عشق و بستم

دیگه از خـودم بـریدم دیگه از آینه خستم

 

تویی کعبه وجودم دور چشمای تو گشتم

نکن از دلـم گلایه بـاید از تـو می گذشتم

 

نمی خوام بار غمم رو روی شونه هات بگیری

نمی خوام مث پـرنده تـوی یک قفس بمِیری

 

ای بهار آبی عشق کاش تو مهربون نبودی

توی این غریبه بازار کاش تو همزبون نبودی

 

لحظه گذشتن از تــو لحظه آخـر دیدار

واسه تو از تو گذشتم همینه معنی ایثار

 

پرستو

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :