پرواز پرستو

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است...

برای عشق سوخته ...

برای همه ی زنان و دختران سرزمینم :

 

سکوت تلخ زندون و شکستن ، عروسکای شیشه ای خسته

واسه پرواز و رفتن جون ندارن ، همینه خالیه دستای بسته

 

 نفسامون تو سینه حبس مرگه ، بوی کافور پیچیده همه جا

چقد سخته نتونی چشم ببندی ، به روی حجم نامردیه دنیا

 

غرور یخ زده ات مونده همینجا ، همش زخمیه این تحقیر می شی

 تو واسه رفتن از جاده ی تقدیر ، به پای عشق وغم زنجیر می شی

 

می مونی با همه بغضا و دردات ، کجای این دلو مرهم بذاری

 واسه تکرار یک لحظه نبودن ، نتونی چشمتو رو هم بذاری

 

 تو و آتیش این تن های تنها ، من و سوز و سکوت سخت و بی رحم

 من و مرهم خیال سوختن تو ، من و این اسیدپاشی بی رحم

 

 نگاه پشت یک لبخند خسته ، تموم آرزوهای پینه بسته

 تموم بغض یک روز بهاری ، تو این پاییز تنها نغمه بسته

 

 غرور یخ زده ات مونده همینجا ، همش زخمیه این تحقیر می شی

تو واسه رفتن از جاده ی تقدیر ، به پای عشق وغم زنجیر می شی

 

 

 دفتر ترانه ها: فاطمه سالاریه آبان 93

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳
تگ ها :