پرواز پرستو

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است...

بارون

شب و بارون

 

می ریزه اشکای نقره روی سنگفرش خیابون

می زنه رنگ تـــــرانه به شبای خسته بارون

 

وقتشه مثل پرنده پر بگیـــرم تو نگاهت

گم بشم مثل ستاره تو شب چشم سیاهت

 

پنجره غرق امیده من پر از شوق پــریدن

زیر بوسه های بارون به خیال تو رسیدن

 

شعر تو خیس شکفتن تو هوای مه گـــرفته

روی کاغذهای خالی صد هزارحرف نگفته

 

حالا تنها یه تـــــرانه مونده از چشم سیاهت

توی قاب خاطراتم نقشی از صورت ماهت

 

یه تـرانه مونده باقی از تو و شب و ستاره

دل می بندم به خیالت واسه دیدنت دوباره...

 

پرستو

  
نویسنده : پرستو ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :